مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

839

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

داستان اسود بن كعب عنسى كذاب از ابو هريره روايت شد كه پيامبر فرمود : « در خواب چنان ديدم كه دو دستاورنجن ( سوار ) در دست من است كه آنها را خوش نمىدارم و آنها را به يك سوى فكندم ، يكى در يمامه فرود آمد و ديگرى به صنعاء . » گفتند : اى پيامبر خدا اين خواب را به چه تعبير مىكنى ؟ فرمود : « به دروغگويانى كه از اين دو جاى بيرون خواهند آمد . » اما اسود ، در روزگار پيامبر كشته شد ، بنابر گفتهء بعضى از اهل اين فن . و از ابن عباس روايت شده كه گفت : از پيامبر شنيدم كه در بيمارى مرگش مىگفت : « او را مرد شايسته و درستگار ، فيروز ديلمى ، كشت . » و بعضى گفته‌اند كه اسود چند سال پس از وفات پيامبر كشته شده است . اما مسيلمه ، او در ميان وفد ( نمايندگان ) بنى حنيفه نزد پيامبر آمد و سپس با پيامبر نامه‌نگارى كرد . بعد خالد بن وليد به روزگار خلافت ابو بكر او را كشت . و عنسى دعوى پيامبرى داشت اما منكر پيامبرى محمد نبود . او را ذو الخمار نيز مىناميدند ، بدين جهت كه وى روبند نازكى بر روى خود مىافكند و در اين باره به گونه‌اى مبهم سخن مىگفت و چنين تصور مىكرد كه « سحيق » و « شقيق » دو فرشته‌اند كه وحى بر او فرود مىآورند . و بر مردم مىخواند : « و المايسات ميسا و الدارسات درسا يحجون عصبا و فرادا على قلائص حمر و صهب » و او خرى داشت كه چون به دو مىگفت سجده كن سجده مىكرد و چون مىگفت به زانو بنشين به زانو مىنشست . مردم شيفتهء آن روبند و خر شدند و گروه بسيارى پيرو او شدند و به نجران رفت و بر آنجا چيره شد و او مرزبانه ، همسر باذان را غاصبانه ، خواستگارى كرد و اين زن از ابناء بود . . . ابناء هرن [ 1 ] . سپس به صنعاء رفت و ابناء - كه با رسيدن نامهء پيامبر به بانومه [ 2 ] مسلمان شده

--> [ 1 ] عبارت متن مغشوش است : « و هى من الابناء ابناه هرن » و كسى در حاشيه نوشته : « كذا وجدت . » بلاذرى گويد : « و او ابناء را - كه فرزندان اهل فارس بودند و كسرى ايشان را با ابن ذيزن ، به سركردگى و هرز ، به يمن فرستاده بود - خوار و زبون كرد و به كار گماشت . . . » فتوح البلدان ، چاپ دكتر صلاح الدين المنجد ، مصر ، مطبعة لجنة البيان العربى ، ج 1 ، ص 126 . گويا عبارت بايد ابناء و هرز باشد كه به هرن تصحيف شده است . هوار ، « فرزندان هرن » ترجمه كرده است و توضيح داده كه متن قطعيت ندارد . [ 2 ] چنين است در متن چاپى و در اصل نسخه : مانومه كه هوار هم در آن مردد است ، به احتمال قوى بايد داذويه باشد ، زيرا داذويه كه رئيس ابناء بود اسلام آورده بود . رك : فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 126 و نيز رجوع شود به البداية و النهايهء ابن كثير ، چاپ مصر 1932 ، ج 6 ، ص 308 .